كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
317
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
او به پايان رسيد ، مراسم ازدواج با حضور نمايندهاى از طرف محمد ( ص ) و در حضور نجاشى پادشاه حبشه انجام پذيرفت . اين ازدواج مسلما مبناى عشقى نداشت ، بلكه كاملا يك حركت سياسى بود ، چون أمّ حبيبه دختر ابو سفيان بود . اطاقى در كنار مسجد براى او ساخته شد . پس از ورود به مدينه مستقيما به منزل خود رفت ، در حالى كه صفيه هنوز منتظر ساخت اطاق خود بود و بهطور موقت در يكى از منازل نزديك مسجد زندگى مىكرد . عايشه به شدت دگرگون شده بود . امّ حبيبه چندان خطرى براى او نبود ولى دخترك يهودى به شدت زيبا و دلربا بود . زمانى كه محمد ( ص ) نظر او را درباره صفيه جويا شد عايشه كه به شدت دستپاچه شده بود گفت : تمام يهوديان هم شكل يكديگرند . محمد ( ص ) خنديد و پاسخ داد : ولى مىدانى كه او مسلمان شده و كاملا خود را تسليم اسلام نموده است . صفيه در ابتداى ورود به حرم مشكلات فراوانى داشت ، زيرا زنان حرم نسبت به او حسودى نموده و او را به خاطر اينكه دختر حىّ بن اخطب بود تحقير مىنمودند . روزى او گريهكنان نزد محمد ( ص ) رفته و گفت من چه كنم كه پدرم فرعون و عمويم موسى ( ع ) نيست . محمد ( ص ) او را آرام كرده و گفت دعا مىكنم كه خداوند صبر تو را زيادتر نمايد . 35 ولى سرانجام او دوستى خوبى با حفصه و عايشه پيدا نموده و سه همسر جوان مثلث قدرتى مجزا از ديگر همسران تشكيل دادند . بقيه سال به حملات برنامهريزى شدهاى سپرى گرديد كه بيشتر به درخواست متحدان يهودى شمال انجام مىشد . سپس ماه مقدس ذى الحجه ( مارس 629 ميلادى ) زمان برگزارى مراسم حج عمره ، بنابر پيمان حديبيه ، رسيد . اينبار 2600 زائر خود را آماده مراسم نمودند . زمانى كه آنها به محدوده مقدس ( حرام ) رسيدند ، قريش بنا به قولى كه داده بودند شهر را تخليه نمودند تا مسلمانان به راحتى به زيارت خانه كعبه بپردازند . تمام رؤساى قريش بر بالاى كوه ابو قبيس رفته و از آنجا منظره طواف زوّار مسلمان را با خشم تماشا مىكردند . جمعيت انبوه مسلمانان ، با لباسهاى سفيد احرام ، در حالىكه محمد ( ص ) سوار بر قسوه آنان را رهبرى مىنمود به داخل شهر وارد شدند . آنان يكصدا فرياد مىزدند « لبيك اللهم لبيك ، لبيك اللهم لبيك » ( خداوندا من در خدمت تو هستم ) . پس از وارد شدن به خانه كعبه ، محمد ( ص ) از